هذيانهاي يك رواني

 

آن خورشید و آن آسمان فریب بود وبس .صدمین باراست که خودم را گیرمیاندازم .یادبودهایم مانند سکه های کیسه ی پول شیطان است :بازش که میکنند ، چیزی جز برگهای خشک درآن نمی یابند .

هیچ وقت مثل امروزبه این شدت احساس نکرده ام که فاقد ابعاد مخفی ام ،محدود به تنم هستم ، ومحدود به افکار سبکی که چون حباب از آن بالا میروند.یادبودهایم رابا زمان حال بنا میکنم .

   + امیرمسعود سپهرنیا ; ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ آذر ،۱۳۸٤
    پيام هاي ديگران ()