هذيانهاي يك رواني

تنهايی در دو روز عجيب غريب

در دایره ی آرزوها ،امکانات وآینده نگری هایی هستم که درحال تغییرند .اما تا جایی میتوانم به این امکانها امیدوار باشم که دقیقا وتحقیقا این امکانها در حیطه ی عمل من قرار گیرند .واین یعنی از همان لحظه که مسلم شود امکانهای مقابل من به تمامی در حیطه ی عمل نیستند ، باید ازآنها قطع امید کنم .این یعنی ناامیدی ولی نه ازآندست ناامیدی ها که اغلب می پندارند. ناامیدی ،وانهادگی و تنهایی به همراه دارد وبالعکس .وانهادگی از این منظر که بشر مسئولیت وجود خود را باید به دوش بکشد ،آن خودی که با اعمال و انتخابهای خویش ساخته بدون اتکا به خود – منظور از خود اینکه انسان فطرت و سرشت نیک یا بد ندارد --- ونه بیرون از خود . وانهادگی با دلهره همراه است ، دلهره ی مسئولیت واقعی . آزادیم و تنهاییم در انتخاب ارزش ها واعمالی که با ارزش ها پیوند می خورند . همچنین در فهم نشانه ها ؛ مسئولیت یافتن مفهوم این نشانه ها نیز به عهده ی خودمان است .

   + امیرمسعود سپهرنیا ; ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()