هذيانهاي يك رواني

god & good

خدمت خدای عزیز ،

سلام ، آخه تو که خیلی بزرگی دیگه چرا .آخه ما چه گناهی کردیم که شدیم بنده ی تو ، فراموشکاریت به جنون می کشد مرا .

یک کم سعی کن شاید من رو یادت بیاد ، آره من خودشم ،آفرین نشانه ها یادت هست ،البته من هنوز دلخورم ،قصدت فقط شوخی نبود ، اول راه ِ تفسیرشون رو اشتباه یادم دادی  وبعدش هم راهی که درست و زجر آوره و حالا من قدم به قدم اون پله ها رو طی کردم و همینجور دارم میبینم و زجر می کشم که چی ؟که بشم این گهی که الان هستم . مثل اینکه حالم خیلی بده، شدم یه دپرس ِ احمق ِخودآزار که داره کچل هم میشه .به همه چی گیر میدم .احمقم پس هستم . هه هه .

   + امیرمسعود سپهرنیا ; ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()