هذيانهاي يك رواني

The day you left me

کسی را گم کرده ام

کسی که به سراب ِداغ تابستانهایم  سخاوت مندانه می بارید

وبرای وجود برفی ام

آفتابی بود با ملاحظه

بی آنکه خاطره ای بسوزد

              یا که آب شوم .

 ولی مدت هاست

که از شرم قطره قطره بخار میشوم

وامیدواری ام این که در ازدحام این روزها

 دستی را که رها شده است را پیدا کنم .

 

درفاصله ی بیدار خوابی هایم

رویای به ماه پیوستن

                  آسمانی ام کرده است . % امیر مسعود سپهرنیا 16/2/86

   + امیرمسعود سپهرنیا ; ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()