در انزجار خویش

هیچ شریک نمی خواهم

یک تنه

آماده ی یک باغ نفرتم .%٨/٧/٨٠

 

دوردست سیاه است

و دست ها تباه

بر تمام کوچه های بن بست

نام مرا نوشته اند

شهید نیستم

               لاله نیستم

                          بزرگ نیز ؛

من بن بستم

هجائی تا هیچ .%٨/٧/٨٠

وقتی که یه آدمی  داره فرار می کنه به کوچه ای می خیزد ,اون کوچه براش حکم یه امید تازه رو داره یه راه فرار .÷س وقتی که تا انتهاش برسه و ببینه که بن بسته ؛اون کوچه حکم فاصله ای تا فنا شدن تا اسیر شدن تا هیچ و ÷وچ شدن رو داره .

/ 1 نظر / 7 بازدید
Atoosa

این بن بست قشنگ بود.