wake up

[ شانه هاي تصيوير آينه را هم چرب كرده ام

در انتظارت .]

اي كاش اينقدر دور نمي شدي

اينقدر دور

تا من آدرس وبلاگم را به پسرك واكسي بدهم

كه برساند به تو

و بگويد كه چقدر دوستت دارم

تا ببيني كه سيمرغ به بند كشيده آماده ست

براي نهار فردا

تا خواسته هايت را از آنچه خواستي فراتر كني

اي كاش بودي

اي كاش نزديك تر

اي كاش چشمهايم را كه باز مي كردم

به جاي مه ... ،

اما گرمايت را بين فايل هايJPG كه مانده اند ازتو

جستجو مي كنم

اين مني ست كه تو مي خواستي

حتي راننده هاي آژانس شهادت مي دهند

سيگارهاي ديويدف ،

آينه ،

حتي ساعت سه نيمه شب قسم مي خورد

كه من ديگري هستم

اما تو آنقدر دوري

كه صداي سوختن هيچ سيگاري را نشنوي

و هيچ راننده ي آژانسي آدرست را پيدا نكند .

                                                       17/7/86

 

 

 

/ 4 نظر / 7 بازدید
مهدی

سلام در وبلاگم مطلبی در نقد اغما نوشته ام. خوشحال ميشم نظر تو رو هم در اين رابطه بدونم.

ترانه

هذیانات سخت بی معنی و زیباست... بی معنا اما....عجیب معنا دار

ترانi

خیلی قشنگ بود. اینو واقعا برای کسی گفتی؟ یا یک نفر توی خیالت؟

nashenas

wake up,khodet boro pishesh begoo :dooset daram