بازار معجزه ها :

معجزه ی عمومی :

همین که معجزه های ِ عمومی ِ زیادی اتفاق می افتد .

معجزه ی معمولی :

درسکوت شب ، پارس سگ های نامرئی .

یکی از معجزه های بی شمار :

ابر ِلطیف و کوچکی ست ، اما می تواند ماه بزرگ وسنگین را بپوشاند .

معجزه ی روزمره :

کمی تا قسمتی ابری همراه با رگبار پراکنده .

معجزه ی دم ِ دستی یک :

گاوها گاوند .

معجزه  ، چون چیز ِ دیگری به آن نمیشود گفت :

امروز آفتاب ساعت سه وچهارده دقیقه طلوع کرده

و ساعت بیست ویک دقیقه غروب خواهد کرد .

معجزه ای که آنگونه که باید متعجبمان نمی کند :

تعداد انگشتان دست در واقع کمتر از شش ،

اما در عوض بیشتر از چهار است .

معجزه ای که کافی ست دور و برت را نگاه کنی :

دنیای ِ همه جا حاضر

معجزه ی اضافی ، همانطور که همه چیز اضافی ست :

چیزی که به اندیشه در نیاید

به اندیشه در آید .

 

 

 

 

                http://blankinfinity.persianblog.ir

/ 1 نظر / 10 بازدید
آتوسا

اين رو دوست داشتم. اين معجزات رو دوست داشتم.