1753

با صدای زنگ موبایل

صبح پخش میشود در خمیازه ام ،

در کشاکش عضلات و استخوانها

بچه گربه فریاد میکشد : من روزه نیستم .

 

 

نور به پرده می ماسد.

لذت مورمورشدن ِ صبحگاهی

از مهره های کمر تا آخرین سلول هنوز خاکستریم را میکاود

بیهوده است اما

ملال ِ جاری در خونم

طعم هر لذتی را گس میکند .

 

لباسهایم روی بندرخت  بیتاب بادند

و جورابهای لنگ به لنگ

از ترس گربه

به آنتن پناه برده اند.،

و من از گذشته به تنهایی ،

بی قراریم بین این میله ها و بندها مچاله میشود ؛

از سر تفنن پهلو به پهلو میشوم

در جای خالی کنارم می افتم

و با تخت غرق ..

هنوز زامپانو دربه در جاده است

که تلویزیون ِنیمه جان خاموش میشود

ومن بیدار میمانم در جای خالیت . %

 

/ 4 نظر / 7 بازدید
سحر

تو مگر عطر دلاویز گُل بارانی که هوای دل من گشته چنین بارانی خوب رؤیایی من پُر شده از بوی بهار دل سودا زده ام، چونکه به گل می مانی کوچه های دل خود آب زنم تا که مگر بگذاری قدمی در دل من، پنهانی کاش در دامن تنهایی من خیمه زنی تا رهایم کنی از این همه سرگردانی دل خراب از غم عشق است ولیکن ای دوست نیست پروای من از تجربه ی ویرانی هر زمان پیش رُخت غرق نیازم دیدی ناز کن ناز گلم، ناز تو را ارزانی می گشایم سحر از شوق چو «آرش» در ِ دل تا گل عشق، تو در باغچه ام بنشانی سلام روز بخير عالي...با مطلبي آپيدم خوشحال ميشم عطر قدمهاي سبزت طنين انداز كلبه كوچكم باشه..روز قشنگي داشته باشي روز خوش مهربونم[بغل][گل][گل][بغل]

آتوسا

نیم‌فاصله یعنی حرفهایی که نباید به هم بچسبن و اما با هم هستن. مثلاَ خسته‌ام. (الان کار میکنه نیم‌فاصله من). با شیف و اسپیس می‌شه نیم‌فاصله ساخت.

محمد

خوب تمومش كردي مخصوصا سلام