your toothpaste & my brush+midnight=e$a!

 

با بغض های شبانه ام

روی شن هایی که هیچ مستی

اسم معشوقش را بالا نیاورده است

راه می روم

در دریایی که مرا یاد چشمانت می اندازد

زیر خورشیدی که انگار پنجره ای دو جداره ست

میان من

ساقهای برنزه شده ی گاه و بیگاه ساحلی

و خدا.

سیگار شکسته ای را له می کنم

خاطرات حرام زاده  هوار می شوند

ومن چاره ای جز خفه شدن ندارم

در آبی که تمیز هم نیست

اینجا ساحل کجاست

ساری یا اهواز

یا که یزد

مچاله میشوم

و سیگار له شده کیفور ،

هوار می کشم که می خواهم غرق شوم

ولی غریق نجات مادر قحبه

که همزبان من است

حرفم را نمی فهمد .

فردا هم روز خداست .۱۶/۲/۸۷اامیر.م.سپهرنیا

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
Atoosa

خیلی عالی بود. فوق العاده بود.

ساناز

سلام. این شعر می تونست بهتر باشه... مچاله میشوم و سیگار له شده کیفور ، این دقیقا به چه معناست؟ شعر قبلی قوی تر بود.

شقایق

سلام. تحلیل جالبی بود.خوشبختم از آشناییت.فردا هم روز خداست[لبخند]

کودک نفهم

قشنگ بود .اما نجات غریق درسته .به ما که اینطور گفتن ....[چشمک]چرا به اون بیچاره فحش دادی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[قهر].به آتوسا هم سر زدم و در ضمن میتونی به مادرت بگی که می خوای دوباره روشنفکر بشی چون من فهمیدم که املم و ...[نیشخند]