مردی که کشتمش ؛

 

اگه قبلا

من و اون همدیگه رو

تو یه مسافرخونه می دیدیم

با هم میشستیم و لبی تر می کردیم

خلاصه یه پیک می زدیم .

 

اما به اسم سرباز آش خور

واسادیم جلوی همدیگه و شلیک کردیم

و من اونو درست همون جایی که واساده بود  کشتم

من اونو کشتمش

چون ، چون که دشمن ام بود

فقط همین

هر چن که اینم مث ِ روز ِ روشن معلومه

اونم لنگه ی من بود و همین جوری اومده بود جبهه

بیکار بود و اسباب و اثاثیه اش رو هم حراج کرده بود

و واسه خاطر این کاراش هم هیچ دلیلی نداشت

 

آره ، جنگ چیز عجیب و غریبی یه

تو شلیک میکنی و نفس یه آدم رو می گیری

که اگه قبلا

همدیگه رو تو یه بار دیده بودین ، مهمونش می کردی و

شاید هم دو زار  می گذاشتی کف مشتش .%

ترجمه ای آزاد از شعر "مردی که کشتمش" اثر " توماس هاردی (1928-1840)

/ 2 نظر / 7 بازدید
مترسک

سلام شعر جالبی بود ساده اما پر محتوا