دیروز نشستم سنگهام رو با خودم واکندم ؛ به همه چیز فکر کردم ولی با یه چرخش ۱۸۰ درجه ای .اینبار به خوبیهای خودم فکر کردم و بدیها و ضعف های اون ؛ به خانواده اش و به خیلی چیزها .

و پاکش کردم با همه ی همه ی اون چیزایی که مربوط به اون می شد .و دیگه بهش فکر نمی کنم .به خاطر این آرامش خیال از مریم جون ؛ آتوسا ي  عزيز و ترانه  عزيز كه حرفهاش خيلي كمكم كرد ممنونم .چونكه داشتم بي دليل خودم رو اذيت مي كردم .از امروز برنامه ي جديدي كه براي زندگي داشتم شروع شد .

/ 9 نظر / 4 بازدید
nima sirjani

سلام دوست عزیز شما توسط سیستم تبلیغات ما انتخاب شدید که تبلیغات کنید و از این طریق کسب در آمد کنید ،لطفا در آدرس زیر ثبت نام کنید و جزییات را مطالعه کنید http://ads.fascript.com

ترانه

سلام امیر جان. قابلی نداشت بعد هم خوشحالم که تصمیم گرفتی زندگی جدیدی رو شروع کنی. ببین بگذار از تجربه خودم بگم.من اولها روزی هزار بار بهش فکر میکردم و هر بار عمیقا درد میکشیدم. بعد هی کمتر و کمتر شد. هنوز هم یادش میافتم ولی خیلی کمتر، و به اون اندازه هم دلم تنگ نیمشه و درد نمیکشم. منظورم اینه که تو زمان می خواهی. اولین قدم همین تصمیم هست که گرفتی. باز هم ممکنه که فکرش گاه و بیگاه اذیتت کنه، ولی هی کمتر و کمتر میشه. موفق باشی.

ترانه

مرسی تو لطف داری. بعد هم آرزو میکنم که به آرزوت برسی و پات به سرزمین موعود برسه...برای من که آمریکا و کانادا فرقی نداره جز اینکه اینجا خونه تره.

آتوسا

۱- خواهش ميکنم. ۲- فکر نکن که يه لحظه است ميره و فراموش ميشه. گاهی با شدت جلوش مي‌ايستی و گاهی مياد هرلحظه. باهاش کنار بيا. گذشته رو نميشه حذف کرد. فقط بايد با هرچی که بوده کنار اومد. ۳- فعلاً همين.

اشنا

سلام چقدر سخته شکستن سدهايی که به مرور واسه ادم ساخته ميشه. ای کاش ميتونستی شکستن اين سدها رو به من هم ياد بدی تا من هم بتونم خدمو ببينم.

آتوسا

خوبيد؟‌

ترانه

سلام امیر جان . مرسی که سر زدی. در چه حالی اوضاع مرتبه؟

امير

مرسی ترانه جان خوبم :‌خوب خوب .

nashenas

از يه يخ فروش می پرسن: همه رو خريدن؟! ميگه:نه آب شدن زندگی همين يخه.اما فقط نه برای يخ فروش.غفلت کنی آب می شه.ولی خوبيش اينه که می تونی بدی هارو تو آفتاب لبخند آب کنی تو هم اينکارو بکن من که نتونستم.