دکتر خوبی که قلب خورشید خانوم رو خوب کرد

مطلبی رو توی وبلاگ آتوسا خوندم که اول صبح خیلی لذت بردم و یه جورایی ...این مطلب رو با اجازه ی آتوسا اینجا قرار می دم برای اینکه آدرس آشناهای غریبه رو ندارم  که براشون پست کنم .اینم آدرس مطلب توی وبلاگ آتوسا : دکتر خوب

گمت کردم جایی توی قلبم. یک جایی بین دریچه‌های دولختی و سه لختی یا بطنهای چپ و راست. راستش را بخواهی قایمت کردم جایی که حتی خودم هم ندانم که کجایی و یک وقت به سرم بزند که بندازمت دور.

دکتر کاف که قلب مرا معاینه میکند میگوید یک مشکلی هست اما مطمئن نیستم که چه مشکلی. میزند روی شانه‌ام و میگوید:‌نگران نباش،‌ خوبت میکنیم.

تست پشت تست. آزمایش پشت آزمایش:‌ کاردیو گرام، سی‌تی اسکن، ام‌-‌آر-آی،‌ موگا اسکن و تالیوم استرس تست و هزار چیز جور واجور دیگر که اسمهایشان یادم نیست. دکتر کاف کمی لاغرتر شده موهایش را میخاراند و به نتایج نگاه میکند. نگاهش کمی دودو میزند. میگوید:‌دختر جان اینجاها چیزی پیدا نیست اما پیدایش میکنم. نگران نباش. خوبت میکنیم. 

بعد زنگ میزند به استادش در آلمان و دوستش در استرالیا و همکار مطرحش در ژاپن. دکترها جلسه میگذارند و نتایج را زیر و رو میکنند و البته هیچ چیز پیدا نمیکنند. من لبخند میزنم. خوب قایمت کرده‌ام-خوب- هیچکسی رد تو را توی قلبم پیدا نمیکند.

دکتر کاف آمده است دیدنم. چشمهایش از خوشحالی برق میزند و سرکچلش قرمز شده است. میگوید:‌ دختر جان؛‌ خوب میشوی به زودی. خوب خوب. نگران نگاهش میکنم. یعنی پیدایت کرده‌اند؟‌!

دکتر کاف میخندد:‌ نه فردا عملت میکنیم و قلبت را به کل در می‌آوریم. خوبِ خوب میشوی دختر جان.

بله این دکتر کاف، یک دکتر خوب است تا مریضهایش را درمان نکند دست بردار نیست.  

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
الهه

چه خوب بود اگر واقعا عشقها را حتی با بیرون آوردن قلب از بدن هم نمی شد بیرون کرد