هوا نیمه ابری با احتمال بارش جیغ

هر روز هجوم تکرار سیلی میشود

                             که در دوریت

مرا با پاکستان اشتباه میگیرد

امروز 1200 خاطره آواره شدند 

ایکاش پاکستان تابستانها سقف داشت

و ما هم ؛


از پشت پنجره لبخند میزدیم به فصل

و  دست و دلبازانه حراج میکردیم ثانیه ها را در بوسیدن .

یک عمر کم است برای لذت بردن از خوبی

                                 برای خوب شدن

                                     خوب ماندن .

بی قرارم

خرج هر نفس را

بیشتر میکنم

تا که پایین برود ،

هر روز  یک سیگار بیشتر .


تکرار با هر روز آغاز

هر روز با من تکرار میشود

اما شب ؛

مدتی ست به شبهایم هم رخنه کرده است

نشتی دارند شبهای داغ

ایکاش پاییز زودتر بیاید

حتی اگر مورمور صبحش

یادآور هماورد مداد و انگشت

ترکه و دست خیس باشد 

باشد

پاییز

برگ ریزانت میکند از هر چه خاطره

بی آنکه سوت شوی در بغض

روزمره گی  گم میشود با صدای باران

پاییز همیشه خوب است

انگار همه در خیابان سیگار میکشند .

/ 6 نظر / 12 بازدید
آتوسا

خیلی قشنگ بود. عالی.

الما

با سلام من فکر می کنم اگه هزار بار هم عمر کنیم باز میگیم البته خودم منظورمه.هزار عمر کم است برای لذت بردن برای خوب شدن و خوب ماندن......با این نوشتتون یاد دوران مدرسم افتادم توی پاییز که نگران تموم شدن مشقام بودم....و یاد تمام هم کلاسی هام بدون این که حتی اسمشون یادم بیاد .برای مردم پاکستان دعا میکنیم . گریه میکنیم که عزیزاشونو از دست دادن میدونید هر کودوم از ما روزی چند تا ادمو از دست میدیم و خاطراتشونو زود از ذهنمون پاک میکنیم فقط برای فصل پاییز ذهنمون که مثل بقیه ی فصل ها سر جاش بمونه[وحشتناک][دلشکسته]

علیرضا

سلام به پادشاه فصل ها پاییز و سوار گم کرده راهی در هزار چم رنگ های گرم ایستاده در آستانه ی فصل باران. عالی بود برادر . مخصوصا چند بند اول و بند آخر که تکون دهنده بود. حالش رو بردیم. خوب باشی عزیزم

علیرضا

بسیار زيبا بود با تشكر[گل][گل][گل][گل]

شاه رخ

پاييزه و جون ميده فقط برا سيگار كشيدن سلام صبح بخير

مهشید

ترکیدم بچه! بمیری تو رو سپهرنیا![قهقهه] یعنی بله! و در حالتی منتظرانه به نور ٍ اندک مشکوک شمعی که با حالتی شمعانه می سوخت می نگریستم...! باور کن اینا رو به کارش اضافه کنم میره یه رمان شونصد صفحه ای دیگه مینویسه میگه دست شما رو میبوسه!